دود رویت شده در آسمان تهران چه ربطی به سپاه داشت؟

دود رویت شده در آسمان تهران چه ربطی به سپاه داشت؟
ایسنا نوشت: روابط عمومی نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اظهار داشت : دود رویت شده در تهران و مناطق اطراف ناشی از تمرین تاکتیکی پرنده های نیروی هوافضای سپاه بوده است.

دود رویت شده در آسمان تهران چه ربطی به سپاه داشت؟

ایسنا نوشت: روابط عمومی نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اظهار داشت : دود رویت شده در تهران و مناطق اطراف ناشی از تمرین تاکتیکی پرنده های نیروی هوافضای سپاه بوده است.
دود رویت شده در آسمان تهران چه ربطی به سپاه داشت؟

در نبود کیروش؛ چه کسی در مجمع رای داد؟

در نبود کیروش؛ چه کسی در مجمع رای داد؟
آی اسپورت – هفته گذشته مجمع عمومی فدراسیون فوتبال برگزار شد و جای چند نفر از جمله سرمربی تیم ملی خالی بود. طبق اساسنامه فعلی فدراسیون فوتبال، سرمربی تیم ملی بزرگسالان باید در مجمع حاضر می شد اما با توجه به این که سرمربی تیم ملی خارجی است، کی روش نمی توانست در مجمع حاضر شود.
اساسنامه برای این موضوع راهکاری را پیش بینی کرده و در متن آن قید شده که سرمربی تیم ملی امید می تواند جانشین سرمربی خارجی تیم ملی بزرگسالان شود اما در حال حاضر تیم ملی فوتبال امید سرمربی ندارد. اساسنامه فدراسیون فوتبال که دارای اشکالات متعددی است، در غیاب این دو نفر هیچ گزینه جایگزینی را معرفی نکرده است.
موضوعی که می توانست با انتخاب یک مربی ملی از تیم های فوتبال بانوان، فوتسال، فوتبال ساحلی و مربیان تیم های ملی نوجوانان به عنوان نماینده مربیان تیم های ملی فوتبال جایگزین سرمربی خارجی تیم ملی بزرگسالان شود. این ایراد اساسنامه باعث شد تا هیچ نماینده ای از مربیان رده های مختلف مردان و زنان در مجمع فدراسیون فوتبال حاضر نباشد.
حضور نداشتن مربیان تیم های ملی بانوان و فوتسال و فوتبال ساحلی یکی از ایرادات بزرگ مجمع …

در نبود کیروش؛ چه کسی در مجمع رای داد؟

آی اسپورت – هفته گذشته مجمع عمومی فدراسیون فوتبال برگزار شد و جای چند نفر از جمله سرمربی تیم ملی خالی بود. طبق اساسنامه فعلی فدراسیون فوتبال، سرمربی تیم ملی بزرگسالان باید در مجمع حاضر می شد اما با توجه به این که سرمربی تیم ملی خارجی است، کی روش نمی توانست در مجمع حاضر شود.
اساسنامه برای این موضوع راهکاری را پیش بینی کرده و در متن آن قید شده که سرمربی تیم ملی امید می تواند جانشین سرمربی خارجی تیم ملی بزرگسالان شود اما در حال حاضر تیم ملی فوتبال امید سرمربی ندارد. اساسنامه فدراسیون فوتبال که دارای اشکالات متعددی است، در غیاب این دو نفر هیچ گزینه جایگزینی را معرفی نکرده است.
موضوعی که می توانست با انتخاب یک مربی ملی از تیم های فوتبال بانوان، فوتسال، فوتبال ساحلی و مربیان تیم های ملی نوجوانان به عنوان نماینده مربیان تیم های ملی فوتبال جایگزین سرمربی خارجی تیم ملی بزرگسالان شود. این ایراد اساسنامه باعث شد تا هیچ نماینده ای از مربیان رده های مختلف مردان و زنان در مجمع فدراسیون فوتبال حاضر نباشد.
حضور نداشتن مربیان تیم های ملی بانوان و فوتسال و فوتبال ساحلی یکی از ایرادات بزرگ مجمع …
در نبود کیروش؛ چه کسی در مجمع رای داد؟

رادیو برای شب یلدا چه تدارک دیده است؟

رادیو برای شب یلدا چه تدارک دیده است؟
همزمان با فرارسیدن شب یلدا که طولانی ترین شب سال نامیده می شود، مدیر روابط عمومی معاونت صدا از تدارک گسترده شبکه های سراسری رادیو به این مناسبت خبر داد.
به گزارش پایگاه خبری گُلوَنی ، به نقل از روابط عمومی معاونت صدا، علی اکبر خدابخش، مدیر روابط عمومی معاونت صدا با بیان اینکه شبکه های سراسری رادیو به مناسبت فرا رسیدن طولانی ترین شب سال (شب یلدا)، ویژه برنامه های متنوعی را تدارک دیده اند تا مخاطبان لحظاتی به یادماندنی را در این شب تجربه کنند، گفت: رادیو ایران در برنامه “فرهنگ مردم” به بررسی آیین های شب چله در مناطق مختلف ایران می پردازد. در این ویژه برنامه آیین های خراسان جنوبی، کاشمر، لرستان، کهکیلویه و بویر احمد ،مازندران، قزوین، شرق گیلان، شیراز، آذربایجان شرقی و غربی (تبریز) بیان می شود. فرهنگ مردم به تهیه کنندگی زهرا فقیه میرزایی، مجری و گوینده شمسی فضل اللهی و محمد محسن رفیعی، نویسندگی زینت صالح پور جمعه اول دی ماه ساعت ۲۱:۳۰ پخش می شود.
وی در ادامه با بیان اینکه ویژه برنامه “به رسم یلدا” شبکه جوان روز پنجشنبه (۳۰ آذر ماه) به مناسبت شب یلدا با گویندگی و اجرای …

رادیو برای شب یلدا چه تدارک دیده است؟

همزمان با فرارسیدن شب یلدا که طولانی ترین شب سال نامیده می شود، مدیر روابط عمومی معاونت صدا از تدارک گسترده شبکه های سراسری رادیو به این مناسبت خبر داد.
به گزارش پایگاه خبری گُلوَنی ، به نقل از روابط عمومی معاونت صدا، علی اکبر خدابخش، مدیر روابط عمومی معاونت صدا با بیان اینکه شبکه های سراسری رادیو به مناسبت فرا رسیدن طولانی ترین شب سال (شب یلدا)، ویژه برنامه های متنوعی را تدارک دیده اند تا مخاطبان لحظاتی به یادماندنی را در این شب تجربه کنند، گفت: رادیو ایران در برنامه “فرهنگ مردم” به بررسی آیین های شب چله در مناطق مختلف ایران می پردازد. در این ویژه برنامه آیین های خراسان جنوبی، کاشمر، لرستان، کهکیلویه و بویر احمد ،مازندران، قزوین، شرق گیلان، شیراز، آذربایجان شرقی و غربی (تبریز) بیان می شود. فرهنگ مردم به تهیه کنندگی زهرا فقیه میرزایی، مجری و گوینده شمسی فضل اللهی و محمد محسن رفیعی، نویسندگی زینت صالح پور جمعه اول دی ماه ساعت ۲۱:۳۰ پخش می شود.
وی در ادامه با بیان اینکه ویژه برنامه “به رسم یلدا” شبکه جوان روز پنجشنبه (۳۰ آذر ماه) به مناسبت شب یلدا با گویندگی و اجرای …
رادیو برای شب یلدا چه تدارک دیده است؟

قرارگاه خاتم الانبیا سپاه چه می کند؟

قرارگاه خاتم الانبیا سپاه چه می کند؟
تسنیم نوشت: قرارگاه سازندگی سپاه در طول ۲۸ سال گذشته توانسته است بسیاری از پروژه های بزرگ کشور را اجرا کرده و گام های مهمی در عرصه سازندگی کشور بردارد.
در 23 آذرماه سال 1368 بخشی از توان مهندسی سپاه تحت عنوان «قرارگاه بازسازی خاتم الانبیاء(ص)» وارد عرصه سازندگی کشور شد تا با به کارگیری رده های پنج گانه سپاه، بار دیگر و در میدانی جدید به رسالت اصلی خود که حفظ دستاوردهای نظام و انقلاب بود جامه عمل بپوشاند.
قرارگاه در ابتدای فعالیت خود به بازسازی کشور به ویژه بازسازی مناطق جنگی و اجرای پروژه های کوچک و متوسط روی آورد و در دهه دوم حیات خود به حوزه سازندگی و اجرای پروژه های عمومی در گرایش های مختلف عمرانی و صنعتی وارد شد و به «قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء(ص)» تغییر نام داد.
ساخت سد عظیم کرخه به ظرفیت 7.3 میلیارد مترمکعب و طول تاج 3100 متر توسط قرارگاه در این دوران اتفاق افتاد و یکی از پروژه های تأثیرگذار در آینده کاری این مجموعه بود.
با انجام پروژه هایی از این دست و با توجه به شرایط بین المللی و موقعیت کشور، دولت های مختلف نیز تقاضای بیشتری برای همکاری با قرارگاه ارائه …

قرارگاه خاتم الانبیا سپاه چه می کند؟

تسنیم نوشت: قرارگاه سازندگی سپاه در طول ۲۸ سال گذشته توانسته است بسیاری از پروژه های بزرگ کشور را اجرا کرده و گام های مهمی در عرصه سازندگی کشور بردارد.
در 23 آذرماه سال 1368 بخشی از توان مهندسی سپاه تحت عنوان «قرارگاه بازسازی خاتم الانبیاء(ص)» وارد عرصه سازندگی کشور شد تا با به کارگیری رده های پنج گانه سپاه، بار دیگر و در میدانی جدید به رسالت اصلی خود که حفظ دستاوردهای نظام و انقلاب بود جامه عمل بپوشاند.
قرارگاه در ابتدای فعالیت خود به بازسازی کشور به ویژه بازسازی مناطق جنگی و اجرای پروژه های کوچک و متوسط روی آورد و در دهه دوم حیات خود به حوزه سازندگی و اجرای پروژه های عمومی در گرایش های مختلف عمرانی و صنعتی وارد شد و به «قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء(ص)» تغییر نام داد.
ساخت سد عظیم کرخه به ظرفیت 7.3 میلیارد مترمکعب و طول تاج 3100 متر توسط قرارگاه در این دوران اتفاق افتاد و یکی از پروژه های تأثیرگذار در آینده کاری این مجموعه بود.
با انجام پروژه هایی از این دست و با توجه به شرایط بین المللی و موقعیت کشور، دولت های مختلف نیز تقاضای بیشتری برای همکاری با قرارگاه ارائه …
قرارگاه خاتم الانبیا سپاه چه می کند؟

بازیگران سه گانه سینمایی «پدرخوانده» اکنون چه ظاهر و قیافه ای دارند؟

بازیگران سه گانه سینمایی «پدرخوانده» اکنون چه ظاهر و قیافه ای دارند؟
فیلم سینمایی «پدرخوانده» در ژانر جنایی، یکی از محبوب ترین و موفق ترین فیلم های سینمایی تاریخ به شمار می رود و بعد از فیلم «رستگاری در شائوشنک»، مقام دوم را در فهرست ۲۵۰ فیلم برتر وب گاه IMDb دارد.
این فیلم به کارگردانی فرانسیس فورد کوپولا، محصول سال ۱۹۷۲ است و با ۶ میلیون دلار هزینه ساخته شد. اما در اکران عمومی اش در همان سال طی ۱۸ هفته بیش از ۱۰۱ میلیون دلار فروش کرد و نامزد دریافت ۱۱ جایزه اسکار شد.
فیلم سینمایی «پدرخوانده» که ساخته کمپانی آمریکایی پارامونت است بر اساس رمانی به همین نام از ماریو پوزو که در سال ۱۹۶۹ نوشته شده، ساخته شده. داستان آن به خانوادهٔ مافیایی کورلئونه مربوط می شود و بین سال های ۱۹۴۵ تا ۱۹۵۵ اتفاق می افتد.
در فیلم بازیگرانی همچون مارلون براندو، آل پاچینو، رابرت دووال، دایان کیتن و جیمز کان نقش آفرینی می کنند. از این رو شاید برایتان جالب باشد تا بدانید این افراد پس از بازی در پدرخوانده، در چه فیلم های دیگری حضور داشتند. برای آگاهی از این امر پیشنهاد می کنیم تا در ادامه مطلب با روزیاتو همراه باشید.
رابرت دووال

نکته جالب: «دووال» پس از نقش آفرینی در …

بازیگران سه گانه سینمایی «پدرخوانده» اکنون چه ظاهر و قیافه ای دارند؟

فیلم سینمایی «پدرخوانده» در ژانر جنایی، یکی از محبوب ترین و موفق ترین فیلم های سینمایی تاریخ به شمار می رود و بعد از فیلم «رستگاری در شائوشنک»، مقام دوم را در فهرست ۲۵۰ فیلم برتر وب گاه IMDb دارد.
این فیلم به کارگردانی فرانسیس فورد کوپولا، محصول سال ۱۹۷۲ است و با ۶ میلیون دلار هزینه ساخته شد. اما در اکران عمومی اش در همان سال طی ۱۸ هفته بیش از ۱۰۱ میلیون دلار فروش کرد و نامزد دریافت ۱۱ جایزه اسکار شد.
فیلم سینمایی «پدرخوانده» که ساخته کمپانی آمریکایی پارامونت است بر اساس رمانی به همین نام از ماریو پوزو که در سال ۱۹۶۹ نوشته شده، ساخته شده. داستان آن به خانوادهٔ مافیایی کورلئونه مربوط می شود و بین سال های ۱۹۴۵ تا ۱۹۵۵ اتفاق می افتد.
در فیلم بازیگرانی همچون مارلون براندو، آل پاچینو، رابرت دووال، دایان کیتن و جیمز کان نقش آفرینی می کنند. از این رو شاید برایتان جالب باشد تا بدانید این افراد پس از بازی در پدرخوانده، در چه فیلم های دیگری حضور داشتند. برای آگاهی از این امر پیشنهاد می کنیم تا در ادامه مطلب با روزیاتو همراه باشید.
رابرت دووال

نکته جالب: «دووال» پس از نقش آفرینی در …
بازیگران سه گانه سینمایی «پدرخوانده» اکنون چه ظاهر و قیافه ای دارند؟

برداشت الکترونیکی پول دیگران چه مجازاتی دارد؟

برداشت الکترونیکی پول دیگران چه مجازاتی دارد؟
دادستان عمومی و انقلاب کرج چند وقت پیش اعلام کرد که اسفندماه سال گذشته مبلغ چهار میلیارد تومان از باب مطالبات یکی از پیمانکاران شهرداری کرج به اشتباه به حساب یک پیمانکار دیگر واریز شده است. این پیمانکار پس از اطلاع از واریز چنین مبلغی به قید فوریت پول را از حساب خود خارج و حسابش را خالی کرده است.
به گزارش ایسنا، داتیکان در ادامه نوشت: به گفته دادستان کرج این فرد که از استرداد پول ها خودداری کرده بود روانه زندان شده است. اما قانون در این باره چه می گوید؟ ایا برداشت پولی که متعلق به ما نیست اما به حساب بانکی ما واریز شده جرم است؟
اگر چنانچه اشتباها به حساب شخصی مبلغی واریز شود و صاحب حساب با اطلاع از اینکه مبلغ مذکور مال خودش نیست، از آن استفاده کند و به صاحب آن مسترد نکند آیا عمل مجرمانه ای مرتکب شده است؟ برای این مسأله ماده ۳۰۱ قانون مدنی بیان می دارد: «ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻋﻤﺪاً ﯾﺎ اﺷﺘﺒﺎﻫﺎً ﭼﯿﺰی را ﮐﻪ ﻣﺴﺘﺤﻖ ﻧﺒﻮده اﺳﺖ درﯾﺎﻓﺖ ﮐﻨﺪ ﻣﻠﺰم اﺳﺖ ﮐﻪ آن را ﺑﻪ ﻣﺎﻟﮏ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﮐﻨﺪ». همچنین ماده ۳۰۳ همین قانون عنوان می دارد: «ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻣﺎﻟﯽ را ﻣِﻦ ﻏﯿﺮ ﺣﻖ، درﯾﺎﻓﺖ ﮐﺮده اﺳﺖ ﺿﺎﻣﻦ ﻋﯿﻦ و ﻣﻨﺎﻓﻊ آن اﺳﺖ اﻋﻢ از اﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﻪ …

برداشت الکترونیکی پول دیگران چه مجازاتی دارد؟

دادستان عمومی و انقلاب کرج چند وقت پیش اعلام کرد که اسفندماه سال گذشته مبلغ چهار میلیارد تومان از باب مطالبات یکی از پیمانکاران شهرداری کرج به اشتباه به حساب یک پیمانکار دیگر واریز شده است. این پیمانکار پس از اطلاع از واریز چنین مبلغی به قید فوریت پول را از حساب خود خارج و حسابش را خالی کرده است.
به گزارش ایسنا، داتیکان در ادامه نوشت: به گفته دادستان کرج این فرد که از استرداد پول ها خودداری کرده بود روانه زندان شده است. اما قانون در این باره چه می گوید؟ ایا برداشت پولی که متعلق به ما نیست اما به حساب بانکی ما واریز شده جرم است؟
اگر چنانچه اشتباها به حساب شخصی مبلغی واریز شود و صاحب حساب با اطلاع از اینکه مبلغ مذکور مال خودش نیست، از آن استفاده کند و به صاحب آن مسترد نکند آیا عمل مجرمانه ای مرتکب شده است؟ برای این مسأله ماده ۳۰۱ قانون مدنی بیان می دارد: «ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻋﻤﺪاً ﯾﺎ اﺷﺘﺒﺎﻫﺎً ﭼﯿﺰی را ﮐﻪ ﻣﺴﺘﺤﻖ ﻧﺒﻮده اﺳﺖ درﯾﺎﻓﺖ ﮐﻨﺪ ﻣﻠﺰم اﺳﺖ ﮐﻪ آن را ﺑﻪ ﻣﺎﻟﮏ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﮐﻨﺪ». همچنین ماده ۳۰۳ همین قانون عنوان می دارد: «ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻣﺎﻟﯽ را ﻣِﻦ ﻏﯿﺮ ﺣﻖ، درﯾﺎﻓﺖ ﮐﺮده اﺳﺖ ﺿﺎﻣﻦ ﻋﯿﻦ و ﻣﻨﺎﻓﻊ آن اﺳﺖ اﻋﻢ از اﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﻪ …
برداشت الکترونیکی پول دیگران چه مجازاتی دارد؟

لیپوساکشن برای چه افرادی امکان پذیر است؟

لیپوساکشن برای چه افرادی امکان پذیر است؟
یک متخصص جراحی عمومی با اشاره به اینکه عمل «لیپوساکشن» برای تمام افراد مبتلا به چاقی امکانپذیر نیست، شرایط انجام این عمل زیبایی را تشریح کرد.

لیپوساکشن برای چه افرادی امکان پذیر است؟

یک متخصص جراحی عمومی با اشاره به اینکه عمل «لیپوساکشن» برای تمام افراد مبتلا به چاقی امکانپذیر نیست، شرایط انجام این عمل زیبایی را تشریح کرد.
لیپوساکشن برای چه افرادی امکان پذیر است؟

در خانه «همینگوی» چه می‌گذرد؟

در خانه «همینگوی» چه می‌گذرد؟

«آیریش تایمز» نوشت: «دنیس وودز» نویسنده ایرلندی است که با یک داستان ۵۰۰ کلمه‌ای، ۲۱۰۰ رقیب از سرتاسر جهان را کنار زد تا جایزه بی‌مانند ۱۰ روز اقامت در خانه «ارنست همینگوی» را برنده شود.«وودز» که در اینیسکارای ایرلند زندگی می‌کند، ‌مدیر سابق فستیوال ادبی «وست کورک» است که جایزه ادبیات داستانی کلیدهای فلوریدا را با داستان کوتاه «کاغذ دیواری» از آن خود کرد. این داستان درباره زنی است که آن‌چنان شیفته نامه‌های اسرارآمیز یک مسافر غریبه می‌شود که تمام دیوارهایش را با آن‌ها می‌پوشاند. «وودز» تاکنون پنج رمان از جمله «شبانه به اینزبروک»، «درخت کاتالپا»، «هیچ جای دیگر» و «اگر نَه همین الان» را به نگارش درآورده. او نویسنده‌ای است که پس از برنده شدن در رقابتی ادبی اجازه پیدا کرد در خانه «ارنست همینگوی» نویسنده سرشناس برنده نوبل که «پیرمرد و دریا» و «وداع با اسلحه» را خلق کرده، بماند و در میان وسایل و یادگاری‌های این شخصیت ادبی دست به قلم شود. «ارنست همینگوی» دهه ۱۹۳۰ را در استودیو «کی‌وست» فلوریدا سپری کرد و رمان‌های کلاسیک و مشهور «زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند» و «تپه‌های سبز آفریقا» را در آن‌جا خلق کرد. در ادامه خاطرات «وودز» از این تجربه متفاوت را می‌خوانید: من افتخار نوشتن در خانه کی‌وست «همینگوی» را پیدا کردم. من اولین نویسنده‌ای هستم که بعد از «همینگوی» امکان انجام چنین کاری را پیدا کردم. میز من این‌جاست، میز او هم همین‌جاست. لپ‌تاپ‌ من روبه‌روی دستگاه تایپ او قرار گرفته. چشمانش از پرتره‌ای که روی دیوار نصب شده به من خیره شده‌اند. من در خانه «ارنست همینگوی» در کی‌وست فلوریدا تنها هستم. جا دارد از سر احترام سکوت کنم. گربه‌ها این‌جا حکم‌فرمایی می‌کنند، درست همان‌طور که «همینگوی» دلش می‌خواست.اولین‌بار که به این بخش از فلوریدا آمدم، برای شرکت در سمینارهای ادبی و فوق‌العاده «کی‌وست» در سال ۲۰۱۳ بود. «کولم تویبین» سخنران میهمان آن نشست بود. من از خانه ـ موزه «همینگوی» در خیابان «وایت هد» دیدن کردم؛ ویلایی باشکوه با بالکن سرتاسری و باغ سرسبز، جایی است که «همینگوی» به همراه همسر دومش «پائولین فایفر» بین سال‌های ۱۹۳۱ تا ۱۹۳۹ در آن زندگی می‌کرد. در اتاق‌های دلپذیر گشتی زدم، به سمت حمام و سرویس‌ها رفتم، سرکی کشیدم و پیش از رفتن به طبقه دوم که استودیو «همینگوی» بود، صدایی برای گربه‌های لم‌داده درآوردم. در ورودی کوچک استودیو، از پنجره مشبک اتاق نگاهی انداختم به جایی که این برنده نوبل ادبیات بسیاری از شاهکارهایش را در آن خلق کرد. خیالش هم به ذهنم خطور نمی‌کرد که سه سال بعد در حالی که کلید این مکان مقدس را به من داده‌اند، به این‌جا برمی‌گردم. به عنوان برنده رقابت ادبی که تنها یک‌بار برای همیشه در فلوریدا برگزار شد، افتخار پیدا کردم در خانه «همینگوی» دست به قلم شوم. من اولین کسی بودم که پس از این نویسنده چنین کاری را انجام دادم. نمای دلهره‌آور و گیج‌کننده‌ای داشت.و این‌طور شد که ما هم‌اتاق شدیم، من و او (همینگوی). علاوه بر این حضور، من در آن‌جا به نمایشگاهی زنده برای توریست‌ها تبدیل شده بودم. در را می‌بندم و وقت استراحت در اصلی را هم پشت سرم قفل می‌کنم. علامتی بود که حضور یک غریبه را نشان می‌داد، اما صدای پای‌شان روی پله‌های آهنی بیرون و چیلیک چیلیک آرام دوربین‌های‌شان که به سمت من نشانه می‌روند، حواسم را پرت نمی‌کند. بازدیدکننده‌ها محترم‌اند، نمی‌خواهند مزاحمت ایجاد کنند، همان‌طور که من نمی‌خواهم لحظات اختصاصی «همینگوی» آن‌ها را مغشوش کنم. لبخند می‌زنم و سری تکان می‌دهم، آن‌ها هم با لبخند سر تکان می‌دهند و همه ما این‌جا هستیم. نمای داخلی خانه خیلی‌ها دست‌شان را از حفاظ پنجره وارد می‌کنند تا از دستگاه تایپ «همینگوی» عکس بگیرند، دستگاهی که او در زمان جنگ جهانی دوم و وقتی «جن جورچ اسن پتون» را دنبال می‌کرد، به کار می‌برد. اما فکر می‌کنم دیوانه‌های حقیقی «همینگوی» همان‌هایی هستند که فقط خیره می‌شنوند. «زیبا، زیبا، زیبا» این را زنی که به داخل می‌آمد، گفت و منظورش من نبودم. این اتاق خیلی دوست‌داشتنی است. کاشی‌های قرمزرنگی دارد، مرتب و روشن است و جوایز، آثار هنری، قفسه‌های کتاب و صندلی‌ راحتی روی آن سایه انداخته. جایی دور از چشم، یک توالت فرنگی و حمام قرار دارد. پنجره‌ها رو به باغ‌هایی بسیار تاریک‌تر از روزهای خانه «همینگوی» باز می‌شوند. باغی چنان انبوه که باعث می‌شود رمان‌نویسان شروع به یاوه‌سرایی کنند: بوته یاسمن، پلومباگو، درخت گل ابریشم، پیلگوش و درختان پرطراوت و مهیج و آتشین‌رنگ. استودیو منظره‌ یک استخر شنا را دارد. این استخر خصوصی ایده «همینگوی» بود و «فایفر» زمانی که همسرش برای پوشش جنگ‌های داخلی اسپانیا رفته بود، آن را به راه انداخت. وقتی «همینگوی» برگشت، از دیدن فیش ۲۰ هزار دلاری آن وحشت‌زده شد، با این‌که «فایفر» خود بیشتر این پول را پرداخت کرد. این استخر بین محلی‌ها هم چندان محبوب نبود. از مرجان‌های سخت تراشیده شده بود و باید با آب دریا پر می‌شد. در زمان رکود بزرگ، این تنها استخر خصوصی تا فاصله ۱۵۰ کیلومتری بود. به همین خاطر چیز خاصی بود، استخری گرم و آبی‌رنگ زیر نخل‌ها. «پائولین فایفر» همسر دوم «همینگوی» و همچنین کسی بود که پنکه سقفی‌های خانه را به بهانه دِمُده بودن، با لوسترهای پمپ برقی عوض کرد. این لوسترها به اندازه دیگر وسایل موزه عمر نکردند.کولر ساختمان سال گذشته نصب شد، اما نه در استودیوی «همینگوی». او با کار کردن از شش صبح تا ظهر، گرما را تحمل می‌کرد. من کمی دیرتر آمدم. صبر کردم بخار روی شیشه عینکم از بین برود و وقتی عرقم خشک شد بیرون بروم. یکی از کارکنان موزه نگرانم شده، اما احتمالا من هم همان‌طور که «همینگوی» گرما را تحمل می‌کرد، توانستم حتی در این دمای بی‌سابقه عرق‌ریزان تاب بیاورم. گربه‌های شش‌انگشتی «همینگوی» جاذبه مهمی هستند. ۵۳ قلاده از آن‌ها، حدودا همان تعداد زمان حیات «همینگوی»، در فضای این ملک رفت‌وآمد دارند. از سال ۱۹۶۱ که خانواده «همینگوی» این خانه را به «برنیس دیکسون» فروختند، در مالکیت او باقی مانده. «دیکسون» این مکان را به موزه تبدیل کرد. اسم گربه‌ها یادآور زندگی «همینگوی» است: «هوارد هیوز» دزدکی در همکف قدم برمی‌دارد، «مریلین مونرو» مثل یک علیاحضرت روی تخت دراز کشیده و «دوک ایگلتون» سردمدار آن‌ها، دوست دارد پنجه‌های بزرگش را به نمایش بگذارد. کارکنان این‌جا به خوبی از گربه‌ها مراقبت می‌کنند و خودشان را «کارمندان گربه‌ها» صدا می‌کنند. حیوانات هم خودنمایی می‌کنند، ژست می‌گیرند و انگشتان‌شان را پیچ و خم می‌دهند. این جزیره مرجانی سه در چهار کیلومتری که از آمریکای شمالی آویزان است و آب شیرین ندارد، با تاریخ گره خورده. این جزیره که بین خلیج مکزیک و دریای اطلس واقع است، همسایه سومین تپه بزرگ دریایی جهان و کشور کوباست. کی‌وست از میان گیاه‌های شاه‌پسند و کشتی‌شکسته‌ها رشد پیدا کرده. این مکان خوش‌اقبال، اسقاط جمع‌کن‌ها، ماهی‌گیران، قاچاقچی‌ها، تولیدکنندگان سیگار، سربازان، هیپی‌ها و… را به سمت خود کشانده است. در سال ۱۸۶۰ وقتی میامی به زحمت یک نقطه روی نقشه بود، کی‌وست شبیه پایتخت بود؛ ثروتمندترین شهر در ایالات متحده آمریکا. تا سال ۱۹۲۸ جمعیت آن به ۱۰ هزار نفر کاهش پیدا کرد که همگی هم متمول بودند. حالا شهری آرام با دوچرخه‌هایی در خیابان‌ها، جوجه خروس‌های سرگردان، خانه‌های زیبا و چوبی و درختان پرطراوت است. شهری که در آن گل‌ها به پای شما می‌ریزند و ابرهای شگفت‌انگیز معمولا آن‌قدر خودخواه‌اند که بارانی نمی‌بارند. میراث ادبی این جزیره از «همینگوی» فراتر رفته. او به همراه «فایفر» در سال ۱۹۲۸ به این‌جا آمد تا پس از گرفتن یک ماشین به فلوریدا برود اما تا سه هفته بعد ماشین پیدا نشد. او از این فرصت زمانی استفاده کرد و بیشتر متن «وداع با اسلحه» را تنها در عرض دو هفته به نگارش درآورد. «تنسی ویلیامز» در سال ۱۹۴۱ به این جزیره آمد. او هر روز صبح در دریا شنا می‌کرد. فهرست نویسندگانی که به خاطر گرما به این‌جا آمدند اما ماندگار شدند، شامل «رابرت فراست»، «الیزابت بیشاپ» و «ترومن کاپوتی» می‌شود. آثاری که در این‌جا نوشته شده شامل ۷۰ درصد آثار «همینگوی»، «شب‌های ایگوانا»ی «تنسی ویلیامز»، ‌ «افسانه‌های خزان» رمان «جیم هریسون» و بخشی از «داستان یک پسر» نوشته «ادموند وایت» می‌شود. جزایر کمی هستند که می‌توانند به خاطر چنین منبع نبوغ محضی به خود ببالند. سرانه نویسندگان کی‌وست با وجود «آلیسون لوری»، «جودی بلوم» و «مگ کابوت» از هر شهر دیگری در آمریکا بیشتر است. «بلوم» یک زمستان برای نوشتن “کتابی سخت” به این‌جا آمد و انگار که برنامه‌اش همین باشد، ماندگار شد. او هم‌اکنون در استودیو کی‌وست یک کتاب‌فروشی دارد. به خانه «همینگوی» برمی‌گردیم. وقتی داشتم هوا می‌خوردم، یک راهنما برای حرف زدن درباره «اجتماع» آنه انرایت نگهم می‌دارد. روزش را با گفتن از «جاده سبز» می‌سازم. بعدا وقتی در کتابخانه هستم، می‌شنوم که زنی به دوستانش می‌گوید: «اون خیلی واقعیه!» منظورش من هستم. من هم کمی تکان می‌خورم و لبخند می‌زنم و همه می‌زنیم زیر خنده. رو به آن‌ها می‌گویم: «هنوز مجسمه مومی نشده‌ام.» یک بازدیدکننده دیگر مشتش را می‌فشارد و یواش می‌گوید: «تبریک می‌گم.» کلام سخاوتمندانه‌ای است در یک هفته سخت. در طول سه هفته اقامت در کی‌وست، ۱۰ روز را در استودیو هستم. اما روبه‌روی «همینگوی» بنشیم و چه بنویسم؟ شاید یک داستان که اولین اثر کارشده‌ام باشد یا بخشی از همان رمان با موضوع کی‌وست؟ اما همه این‌ها کمی بیش از حد شبیه یک روز در اداره می‌شود و این اصلا یک روز معمولی اداری نیست. به نظرم بهتر است منتظر باشم ببینم چه پیش می‌آید. من تا حالا در چنین فضایی کار نکرده‌ام و فکر می‌کنم هرگز هم این اتفاق تکرار نشود…

در خانه «همینگوی» چه می‌گذرد؟

«آیریش تایمز» نوشت: «دنیس وودز» نویسنده ایرلندی است که با یک داستان ۵۰۰ کلمه‌ای، ۲۱۰۰ رقیب از سرتاسر جهان را کنار زد تا جایزه بی‌مانند ۱۰ روز اقامت در خانه «ارنست همینگوی» را برنده شود.«وودز» که در اینیسکارای ایرلند زندگی می‌کند، ‌مدیر سابق فستیوال ادبی «وست کورک» است که جایزه ادبیات داستانی کلیدهای فلوریدا را با داستان کوتاه «کاغذ دیواری» از آن خود کرد. این داستان درباره زنی است که آن‌چنان شیفته نامه‌های اسرارآمیز یک مسافر غریبه می‌شود که تمام دیوارهایش را با آن‌ها می‌پوشاند. «وودز» تاکنون پنج رمان از جمله «شبانه به اینزبروک»، «درخت کاتالپا»، «هیچ جای دیگر» و «اگر نَه همین الان» را به نگارش درآورده. او نویسنده‌ای است که پس از برنده شدن در رقابتی ادبی اجازه پیدا کرد در خانه «ارنست همینگوی» نویسنده سرشناس برنده نوبل که «پیرمرد و دریا» و «وداع با اسلحه» را خلق کرده، بماند و در میان وسایل و یادگاری‌های این شخصیت ادبی دست به قلم شود. «ارنست همینگوی» دهه ۱۹۳۰ را در استودیو «کی‌وست» فلوریدا سپری کرد و رمان‌های کلاسیک و مشهور «زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند» و «تپه‌های سبز آفریقا» را در آن‌جا خلق کرد. در ادامه خاطرات «وودز» از این تجربه متفاوت را می‌خوانید: من افتخار نوشتن در خانه کی‌وست «همینگوی» را پیدا کردم. من اولین نویسنده‌ای هستم که بعد از «همینگوی» امکان انجام چنین کاری را پیدا کردم. میز من این‌جاست، میز او هم همین‌جاست. لپ‌تاپ‌ من روبه‌روی دستگاه تایپ او قرار گرفته. چشمانش از پرتره‌ای که روی دیوار نصب شده به من خیره شده‌اند. من در خانه «ارنست همینگوی» در کی‌وست فلوریدا تنها هستم. جا دارد از سر احترام سکوت کنم. گربه‌ها این‌جا حکم‌فرمایی می‌کنند، درست همان‌طور که «همینگوی» دلش می‌خواست.اولین‌بار که به این بخش از فلوریدا آمدم، برای شرکت در سمینارهای ادبی و فوق‌العاده «کی‌وست» در سال ۲۰۱۳ بود. «کولم تویبین» سخنران میهمان آن نشست بود. من از خانه ـ موزه «همینگوی» در خیابان «وایت هد» دیدن کردم؛ ویلایی باشکوه با بالکن سرتاسری و باغ سرسبز، جایی است که «همینگوی» به همراه همسر دومش «پائولین فایفر» بین سال‌های ۱۹۳۱ تا ۱۹۳۹ در آن زندگی می‌کرد. در اتاق‌های دلپذیر گشتی زدم، به سمت حمام و سرویس‌ها رفتم، سرکی کشیدم و پیش از رفتن به طبقه دوم که استودیو «همینگوی» بود، صدایی برای گربه‌های لم‌داده درآوردم. در ورودی کوچک استودیو، از پنجره مشبک اتاق نگاهی انداختم به جایی که این برنده نوبل ادبیات بسیاری از شاهکارهایش را در آن خلق کرد. خیالش هم به ذهنم خطور نمی‌کرد که سه سال بعد در حالی که کلید این مکان مقدس را به من داده‌اند، به این‌جا برمی‌گردم. به عنوان برنده رقابت ادبی که تنها یک‌بار برای همیشه در فلوریدا برگزار شد، افتخار پیدا کردم در خانه «همینگوی» دست به قلم شوم. من اولین کسی بودم که پس از این نویسنده چنین کاری را انجام دادم. نمای دلهره‌آور و گیج‌کننده‌ای داشت.و این‌طور شد که ما هم‌اتاق شدیم، من و او (همینگوی). علاوه بر این حضور، من در آن‌جا به نمایشگاهی زنده برای توریست‌ها تبدیل شده بودم. در را می‌بندم و وقت استراحت در اصلی را هم پشت سرم قفل می‌کنم. علامتی بود که حضور یک غریبه را نشان می‌داد، اما صدای پای‌شان روی پله‌های آهنی بیرون و چیلیک چیلیک آرام دوربین‌های‌شان که به سمت من نشانه می‌روند، حواسم را پرت نمی‌کند. بازدیدکننده‌ها محترم‌اند، نمی‌خواهند مزاحمت ایجاد کنند، همان‌طور که من نمی‌خواهم لحظات اختصاصی «همینگوی» آن‌ها را مغشوش کنم. لبخند می‌زنم و سری تکان می‌دهم، آن‌ها هم با لبخند سر تکان می‌دهند و همه ما این‌جا هستیم. نمای داخلی خانه خیلی‌ها دست‌شان را از حفاظ پنجره وارد می‌کنند تا از دستگاه تایپ «همینگوی» عکس بگیرند، دستگاهی که او در زمان جنگ جهانی دوم و وقتی «جن جورچ اسن پتون» را دنبال می‌کرد، به کار می‌برد. اما فکر می‌کنم دیوانه‌های حقیقی «همینگوی» همان‌هایی هستند که فقط خیره می‌شنوند. «زیبا، زیبا، زیبا» این را زنی که به داخل می‌آمد، گفت و منظورش من نبودم. این اتاق خیلی دوست‌داشتنی است. کاشی‌های قرمزرنگی دارد، مرتب و روشن است و جوایز، آثار هنری، قفسه‌های کتاب و صندلی‌ راحتی روی آن سایه انداخته. جایی دور از چشم، یک توالت فرنگی و حمام قرار دارد. پنجره‌ها رو به باغ‌هایی بسیار تاریک‌تر از روزهای خانه «همینگوی» باز می‌شوند. باغی چنان انبوه که باعث می‌شود رمان‌نویسان شروع به یاوه‌سرایی کنند: بوته یاسمن، پلومباگو، درخت گل ابریشم، پیلگوش و درختان پرطراوت و مهیج و آتشین‌رنگ. استودیو منظره‌ یک استخر شنا را دارد. این استخر خصوصی ایده «همینگوی» بود و «فایفر» زمانی که همسرش برای پوشش جنگ‌های داخلی اسپانیا رفته بود، آن را به راه انداخت. وقتی «همینگوی» برگشت، از دیدن فیش ۲۰ هزار دلاری آن وحشت‌زده شد، با این‌که «فایفر» خود بیشتر این پول را پرداخت کرد. این استخر بین محلی‌ها هم چندان محبوب نبود. از مرجان‌های سخت تراشیده شده بود و باید با آب دریا پر می‌شد. در زمان رکود بزرگ، این تنها استخر خصوصی تا فاصله ۱۵۰ کیلومتری بود. به همین خاطر چیز خاصی بود، استخری گرم و آبی‌رنگ زیر نخل‌ها. «پائولین فایفر» همسر دوم «همینگوی» و همچنین کسی بود که پنکه سقفی‌های خانه را به بهانه دِمُده بودن، با لوسترهای پمپ برقی عوض کرد. این لوسترها به اندازه دیگر وسایل موزه عمر نکردند.کولر ساختمان سال گذشته نصب شد، اما نه در استودیوی «همینگوی». او با کار کردن از شش صبح تا ظهر، گرما را تحمل می‌کرد. من کمی دیرتر آمدم. صبر کردم بخار روی شیشه عینکم از بین برود و وقتی عرقم خشک شد بیرون بروم. یکی از کارکنان موزه نگرانم شده، اما احتمالا من هم همان‌طور که «همینگوی» گرما را تحمل می‌کرد، توانستم حتی در این دمای بی‌سابقه عرق‌ریزان تاب بیاورم. گربه‌های شش‌انگشتی «همینگوی» جاذبه مهمی هستند. ۵۳ قلاده از آن‌ها، حدودا همان تعداد زمان حیات «همینگوی»، در فضای این ملک رفت‌وآمد دارند. از سال ۱۹۶۱ که خانواده «همینگوی» این خانه را به «برنیس دیکسون» فروختند، در مالکیت او باقی مانده. «دیکسون» این مکان را به موزه تبدیل کرد. اسم گربه‌ها یادآور زندگی «همینگوی» است: «هوارد هیوز» دزدکی در همکف قدم برمی‌دارد، «مریلین مونرو» مثل یک علیاحضرت روی تخت دراز کشیده و «دوک ایگلتون» سردمدار آن‌ها، دوست دارد پنجه‌های بزرگش را به نمایش بگذارد. کارکنان این‌جا به خوبی از گربه‌ها مراقبت می‌کنند و خودشان را «کارمندان گربه‌ها» صدا می‌کنند. حیوانات هم خودنمایی می‌کنند، ژست می‌گیرند و انگشتان‌شان را پیچ و خم می‌دهند. این جزیره مرجانی سه در چهار کیلومتری که از آمریکای شمالی آویزان است و آب شیرین ندارد، با تاریخ گره خورده. این جزیره که بین خلیج مکزیک و دریای اطلس واقع است، همسایه سومین تپه بزرگ دریایی جهان و کشور کوباست. کی‌وست از میان گیاه‌های شاه‌پسند و کشتی‌شکسته‌ها رشد پیدا کرده. این مکان خوش‌اقبال، اسقاط جمع‌کن‌ها، ماهی‌گیران، قاچاقچی‌ها، تولیدکنندگان سیگار، سربازان، هیپی‌ها و… را به سمت خود کشانده است. در سال ۱۸۶۰ وقتی میامی به زحمت یک نقطه روی نقشه بود، کی‌وست شبیه پایتخت بود؛ ثروتمندترین شهر در ایالات متحده آمریکا. تا سال ۱۹۲۸ جمعیت آن به ۱۰ هزار نفر کاهش پیدا کرد که همگی هم متمول بودند. حالا شهری آرام با دوچرخه‌هایی در خیابان‌ها، جوجه خروس‌های سرگردان، خانه‌های زیبا و چوبی و درختان پرطراوت است. شهری که در آن گل‌ها به پای شما می‌ریزند و ابرهای شگفت‌انگیز معمولا آن‌قدر خودخواه‌اند که بارانی نمی‌بارند. میراث ادبی این جزیره از «همینگوی» فراتر رفته. او به همراه «فایفر» در سال ۱۹۲۸ به این‌جا آمد تا پس از گرفتن یک ماشین به فلوریدا برود اما تا سه هفته بعد ماشین پیدا نشد. او از این فرصت زمانی استفاده کرد و بیشتر متن «وداع با اسلحه» را تنها در عرض دو هفته به نگارش درآورد. «تنسی ویلیامز» در سال ۱۹۴۱ به این جزیره آمد. او هر روز صبح در دریا شنا می‌کرد. فهرست نویسندگانی که به خاطر گرما به این‌جا آمدند اما ماندگار شدند، شامل «رابرت فراست»، «الیزابت بیشاپ» و «ترومن کاپوتی» می‌شود. آثاری که در این‌جا نوشته شده شامل ۷۰ درصد آثار «همینگوی»، «شب‌های ایگوانا»ی «تنسی ویلیامز»، ‌ «افسانه‌های خزان» رمان «جیم هریسون» و بخشی از «داستان یک پسر» نوشته «ادموند وایت» می‌شود. جزایر کمی هستند که می‌توانند به خاطر چنین منبع نبوغ محضی به خود ببالند. سرانه نویسندگان کی‌وست با وجود «آلیسون لوری»، «جودی بلوم» و «مگ کابوت» از هر شهر دیگری در آمریکا بیشتر است. «بلوم» یک زمستان برای نوشتن “کتابی سخت” به این‌جا آمد و انگار که برنامه‌اش همین باشد، ماندگار شد. او هم‌اکنون در استودیو کی‌وست یک کتاب‌فروشی دارد. به خانه «همینگوی» برمی‌گردیم. وقتی داشتم هوا می‌خوردم، یک راهنما برای حرف زدن درباره «اجتماع» آنه انرایت نگهم می‌دارد. روزش را با گفتن از «جاده سبز» می‌سازم. بعدا وقتی در کتابخانه هستم، می‌شنوم که زنی به دوستانش می‌گوید: «اون خیلی واقعیه!» منظورش من هستم. من هم کمی تکان می‌خورم و لبخند می‌زنم و همه می‌زنیم زیر خنده. رو به آن‌ها می‌گویم: «هنوز مجسمه مومی نشده‌ام.» یک بازدیدکننده دیگر مشتش را می‌فشارد و یواش می‌گوید: «تبریک می‌گم.» کلام سخاوتمندانه‌ای است در یک هفته سخت. در طول سه هفته اقامت در کی‌وست، ۱۰ روز را در استودیو هستم. اما روبه‌روی «همینگوی» بنشیم و چه بنویسم؟ شاید یک داستان که اولین اثر کارشده‌ام باشد یا بخشی از همان رمان با موضوع کی‌وست؟ اما همه این‌ها کمی بیش از حد شبیه یک روز در اداره می‌شود و این اصلا یک روز معمولی اداری نیست. به نظرم بهتر است منتظر باشم ببینم چه پیش می‌آید. من تا حالا در چنین فضایی کار نکرده‌ام و فکر می‌کنم هرگز هم این اتفاق تکرار نشود…

در خانه «همینگوی» چه می‌گذرد؟

دانلود ها پلاس

مسکن چه زمانی کالای مصرفی می‌شود؟

مسکن چه زمانی کالای مصرفی می‌شود؟
در اقتصاد جهانی هرگاه تولید مسکن ۴ تا ۵ درصد بیش از نیاز کشورها باشد به کالایی مصرفی تبدیل می‌شود؛‌ در حالی که هم‌اکنون تعداد مسکن در ایران ۴ درصد کمتر از تعداد خانوار است.

مسکن چه زمانی کالای مصرفی می‌شود؟

در اقتصاد جهانی هرگاه تولید مسکن ۴ تا ۵ درصد بیش از نیاز کشورها باشد به کالایی مصرفی تبدیل می‌شود؛‌ در حالی که هم‌اکنون تعداد مسکن در ایران ۴ درصد کمتر از تعداد خانوار است.
مسکن چه زمانی کالای مصرفی می‌شود؟

car

هزینه زندگی رهبر انقلاب از چه طریقی تأمین می شود؟

هزینه زندگی رهبر انقلاب از چه طریقی تأمین می شود؟
به گزارش « عصر دنا » به نقل از مشرق – قطعا افکار عمومی همیشه به این مسئله که درآمد رهبران سیاسی – معنوی چگونه تأمین می شود، فکر خواهند کرد و رهبر انقلاب نیز از این قاعده مستثنی نیست.
در لا به لای مصاحبه ها و خاطرات به گفتگوی یکی از مسؤولین دفتر مقام معظم رهبری برخوردیم، حجت الاسلام احمد مروی معاون ارتباطات حوزه ای دفتر مقام معظم رهبری در سال 87، درباره تأمین مالی زندگی رهبر انقلاب می گوید: اداره زندگی ایشان عمدتاً یعنی آن قدر که من اطلاع دارم که تا حدی دقیق است بیشتر از نذوراتی است ک …

هزینه زندگی رهبر انقلاب از چه طریقی تأمین می شود؟

به گزارش « عصر دنا » به نقل از مشرق – قطعا افکار عمومی همیشه به این مسئله که درآمد رهبران سیاسی – معنوی چگونه تأمین می شود، فکر خواهند کرد و رهبر انقلاب نیز از این قاعده مستثنی نیست.
در لا به لای مصاحبه ها و خاطرات به گفتگوی یکی از مسؤولین دفتر مقام معظم رهبری برخوردیم، حجت الاسلام احمد مروی معاون ارتباطات حوزه ای دفتر مقام معظم رهبری در سال 87، درباره تأمین مالی زندگی رهبر انقلاب می گوید: اداره زندگی ایشان عمدتاً یعنی آن قدر که من اطلاع دارم که تا حدی دقیق است بیشتر از نذوراتی است ک …
هزینه زندگی رهبر انقلاب از چه طریقی تأمین می شود؟

اخبر جهان

آخرین اخبار ورزشی