از اولین شورای تهران تا انتخابات معلق؛ سرنوشت ۶ دوره شورای شهر تهران چه بود؟

ششمین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا، برخلاف تصور اولیه، در خرداد ۱۴۰۵ به پایان رسید. بر اساس اصلاحیه قانون انتخابات شوراها که در اسفند ۱۴۰۳ به تصویب مجلس رسید، این دوره ۱۰ ماه تمدید شد و قرار بود دوره هفتم از ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ آغاز شود.

با این حال، انتخابات در زمان مقرر برگزار نشد و به دلیل شرایط استثنایی کشور به تعویق افتاد. شورای عالی امنیت ملی اعلام کرده است که انتخابات دو ماه پس از توقف جنگ برگزار خواهد شد و وزیر کشور نیز قول داده است زمان دقیق برگزاری را به شهروندان اطلاع‌رسانی کند.

این تعویق، بحث‌های سیاسی و رسانه‌ای گسترده‌ای را درباره مدیریت شهری به راه انداخته است، به ویژه در تهران که شورای شهر آن طی سه دهه گذشته شش دوره متفاوت را تجربه کرده است.

از اولین شورای تهران تا انتخابات معلق؛ سرنوشت ۶ دوره شورای شهر تهران چه بود؟

اختلاف بر سر «قانون» یا «شرایط استثنایی»؟

در نگاه اول، این اختلاف میان موافقان و مخالفان تعویق انتخابات، نزاعی حقوقی بر سر اجرای قانون یا ضرورت‌های ناشی از شرایط امنیتی به نظر می‌رسد.

مدافعان تعویق، شرایط جنگی را وضعیتی استثنایی می‌دانند که در آن حفظ ثبات و تمرکز مدیریتی بر تقویم انتخاباتی اولویت دارد. در مقابل، مخالفان با استناد به قانون و تجربه برگزاری انتخابات در زمان جنگ ایران و عراق، معتقدند تعویق انتخابات را نمی‌توان تنها با شرایط سیاسی و امنیتی توجیه کرد.

مهدی قوامی‌پور، جامعه‌شناس، می‌گوید اگر این منازعه فقط در همین سطح بررسی شود، تحلیل ما به داوری میان دو استدلال حقوقی یا سیاسی محدود خواهد شد.

او مطرح می‌کند: «اما تحلیل وضعیت مشخص، پرسش دیگری را مطرح می‌کند: این وضعیت چگونه شکل گرفته است، چه نیروهایی در آن حضور دارند، هر یک از چه منابعی برخوردارند و هر کدام چگونه می‌کوشند تعریف خود از وضعیت را به تعریف مسلط تبدیل کنند؟»

قوامی‌پور به نیروهای حاضر در این وضعیت اشاره می‌کند: «در این وضعیت، دولت، شوراهای مستقر، مجلس و دیگر نهادهای رسمی از موقعیتی برخوردارند که امکان تأثیرگذاری مستقیم بر زمان‌بندی انتخابات و روایت رسمی از شرایط کشور را در اختیار آنها قرار می‌دهد. دسترسی به رسانه‌های رسمی، جایگاه حقوقی در تصمیم‌گیری و امکان تعیین دستور کار سیاسی، مهم‌ترین منابع این نیروهاست.»

در سوی دیگر، به گفته او، احزاب، جریان‌های سیاسی و داوطلبان بالقوه انتخابات قرار دارند که از رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و افکار عمومی برای تأکید بر ضرورت اجرای قانون و برگزاری انتخابات استفاده می‌کنند.

از این منظر، مسئله فقط اختلاف بر سر «برگزاری یا عدم برگزاری انتخابات» نیست؛ بلکه رقابت بر سر تعریف وضعیت موجود است.

یک روایت می‌کوشد شرایط کنونی را وضعیتی استثنایی معرفی کند که در آن تعلیق موقت قواعد معمول، لازمه حفظ ثبات کشور است. روایت دیگر، همین شرایط را در چارچوب استمرار حاکمیت قانون و ضرورت تجدید دوره‌ای نمایندگی سیاسی تعریف می‌کند.

چرا تعویق انتخابات شوراها واکنش اجتماعی گسترده‌ای ایجاد نکرد؟

قوامی‌پور با فاصله گرفتن از این نزاع، پرسش بنیادی‌تری را مطرح می‌کند: چرا تعویق انتخابات شوراها توانسته است بدون شکل‌گیری یک مطالبه اجتماعی گسترده ادامه پیدا کند؟

از اولین شورای تهران تا انتخابات معلق؛ سرنوشت ۶ دوره شورای شهر تهران چه بود؟

او می‌پرسد: «اگر انتخابات مجلس یا ریاست‌جمهوری برای مدتی نامعلوم به تعویق می‌افتاد، آیا واکنش جامعه نیز به همین اندازه محدود بود؟»

به اعتقاد این جامعه‌شناس، پاسخ به این پرسش ما را از سطح منازعه سیاسی به سطح تحلیل حکمرانی شهری هدایت می‌کند.

او می‌گوید: «شاید مهم‌ترین نکته‌ای که این وضعیت آشکار می‌کند، نه اختلاف بر سر زمان انتخابات، بلکه جایگاه شوراها در نظام سیاسی و در ذهن شهروندان باشد.»

شوراها بیش از دو دهه پس از تصویب قانون اساسی تشکیل شدند؛ تأخیری که به گفته قوامی‌پور نشان می‌دهد اجرای این اصل برای سال‌ها به ضرورتی فوری در نظام سیاسی تبدیل نشده بود.

او اضافه می‌کند: «شکل‌گیری شوراها نیز بیش از آن که محصول یک مطالبه فراگیر اجتماعی باشد، با آرایش نیروهای سیاسی دهه هفتاد و نیاز آنان به گسترش نهادهای انتخابی پیوند داشت. از همین رو، استمرار این نهاد نیز بیش از آن که بر یک ضرورت اجتماعی استوار باشد، همواره به توازن نیروهای سیاسی وابسته مانده است.»

از این منظر، او وضعیت کنونی را ادامه همان منطق تاریخی می‌داند؛ نهادی که استمرارش، به جای اتکا به یک مطالبه اجتماعی گسترده، تا حدی به توازن نیروهای سیاسی وابسته بوده است.

شش دوره شورا در تهران چه مسیری را طی کرده‌اند؟

نگاهی به تاریخ شورای شهر تهران نیز نشان می‌دهد این نهاد از ابتدا مسیری خطی و بدون بحران نداشته است. نخستین انتخابات شوراها در سراسر کشور در ۷ اسفند ۱۳۷۷ برگزار شد و شورای اول تهران با ۱۵ عضو اصلی شکل گرفت. این شورا در ادامه با اختلافات داخلی مواجه شد و سرانجام در اسفند ۱۳۸۱ منحل شد.

در دوره دوم، ائتلاف آبادگران اکثریت شورای تهران را در اختیار گرفت و محمود احمدی‌نژاد به عنوان شهردار انتخاب شد. این دوره هم‌زمان با آغاز تغییرات مهم در مدیریت شهری تهران بود.

دوره سوم با حضور دوباره مهدی چمران در ریاست شورا و ادامه مدیریت محمدباقر قالیباف در شهرداری همراه شد. انتخابات این دوره وبیسا در ۲۴ آذر ۱۳۸۵ برگزار شد و مشارکت در تهران به یک میلیون و ۶۵۶ هزار و ۵۵۸ نفر رسید.

در دوره چهارم، تعداد اعضای شورای تهران از ۱۵ نفر به ۳۱ نفر افزایش یافت. انتخابات این دوره در ۲۴ خرداد ۱۳۹۲ برگزار شد و ترکیبی از نیروهای اصلاح‌طلب و اصولگرا وارد شورا شدند. احمد مسجدجامعی در سال نخست ریاست شورا را بر عهده داشت و پس از آن مهدی چمران رئیس شورا شد. رقابت بر سر شهرداری میان محسن هاشمی و محمدباقر قالیباف نیز از مهم‌ترین رویدادهای این دوره بود.

دوره پنجم، با ۲۱ عضو، در انتخابات ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۶ شکل گرفت و تمام ۲۱ کرسی تهران، ری و تجریش در اختیار فهرست اصلاح‌طلبان قرار گرفت. این دوره با ریاست محسن هاشمی و تغییرات متعدد در مدیریت شهرداری همراه بود و محمدعلی نجفی، سیدمحمدعلی افشانی و پیروز حناچی در مقاطع مختلف مسئولیت شهرداری را بر عهده گرفتند.

در دوره ششم نیز ۲۱ عضو شورای شهر تهران انتخاب شدند و تمام ۲۱ نفر فهرست